راوی ماه

۵ روایت کوتاه از شهید سید فخرالدین رحیمی

شعاری پشت تریبون

هیئت سینه‌زنی پشت‌بازار و هیئت سینه‌زنی درب دلاکان، دو هیئت بزرگ و باسابقه خرم‌آباد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دور میدان امام (۶بهمن سابق) تجمع کردند. شهید رحیمی به بنده گفت: «این شعار را بگو.» گفتم: «حاج‌آقا کدام شعار؟»

گفتند:

«رکس آبادان را،

مسجد کرمان را،

ژاله تهران را

شاه به آتش کشید؛

مرگ بر این شاه،

مرگ بر این شاه.»

گفتم: «آقا من یک کارمند قراردادی هستم. نمی‌توانم این شعار را بگویم.

فرمود: «خداوند از مومن بزدل خوشش نمی‌آید.»

 

راوی: حاج غفور یادگاری

 

دم گرفتن هیئتی

در چهلم شهید حاج‌آقا مصطفی خمینی در مسجد حوزه کمالیه اکثر مردم شرکت کرده بودند. حتی از دانشگاه بوعلی همدان عده‌ای از دانشجویان جهت بازدید از خانواده‌هایشان آمده بودند که مصادف شد با برگزاری این مراسم. آن‌ها آن روز خودشان شده بودند سردسته و به سبک سنتی اینگونه شعار می‌دادند:

«عمر شاه تمام است؛

خمینی امام است؛

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

آخرین کلام است؛

عمر شاه تمام است.»

به سبزه‌میدان نرسیدند که عناصر حکومتی آن‌ها را بازداشت کردند.

 

راوی: حاج غفور یادگاری

 

 

تاریخ هجری نوشتن

آن زمان نامه‌ها به تاریخ شاهنشاهی ثبت می‌شد. ولی ایشان تاریخ شمسی را با خط درشت‌تری در ابتدای نامه‌ای که برایم فرستادند نوشته و ذکر کرده بودند «تعمدا درشت نوشته‌ام». شهید رحیمی حتی در اینگونه مسائل ریز هم تقید خاصی داشتند.

راوی: حجت‌السلام والمسلمین محمدمهدی روشن

 

شهید رحیمی در خاطره مقام معظم رهبری

در سال ۵۶ زمانی که من در صفحات ایرانشهر در تبعید بودم، شهید سید فخرالدین رحیمی هم در آنجا تبعید بود. من او را نمی‌شناختم اما او مرا می‌شناخت. پس از چند ماه رژیم تصمیم گرفت تا مجموع تبعیدی‌های ایرانشهر را به جاهای دیگر پراکنده کند. او را به اقلید فارس و مرا به جیرفت فرستادند و در آن شب دیجور که دژخیمان رژیم می‌آمدند تا ما را پراکنده کنند چند جمله شهید رحیمی به آن‌ها گفت که ترس بر پیکر آنان افکند.

شهید رحیمی گفتند: «در این زمان شما با اولاد پیامبر و رسول خدا چنین رفتار می‌کنید، اما بدانید خانه ظلم پابرجا نیست. دیر یا زود از بین خواهد رفت.»

در برابر این پیشگویی صادقانه شهید رحیمی، دژخیمان ترسیده و حتی جواب هم به شهید رحیمی ندادند. من که شاهد این صحنه بودم با خودم گفتم: «سیدی از لرستان مبارز و مجاهد یعنی این!»

 

مبارزه با اسرائیل 

«اطلاع واصله حاکی است، سید فخرالدین رحیمی فرزند سید علی‌اکبر که یکی از روحانیون ناراحت این شهر می‌باشد به مغازه‌های میوه‌فروشی مراجعه و پرتغال‌هایی که روی آن‌ها کلمه (جافا) نوشته شده به مردم نشان داده، اظهار می‌دارد اینها حرام است، نخرید. بطوریکه بررسی شده این پرتغال‌ها از اسرائیل به ایران وارد و در بازار توزیع گردیده است.»

اسناد ساواک شماره 4_12_57 مورخ ۱۳۵۴/۰۹/۲۹

 

 

منبع: کتاب «فخر نور»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا