ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه، ۱۷اسفند۱۴۰۴؛
بروجرد مورد هدف صهیونیستی_آمریکایی قرار گرفت.
وقتی رسیدم، مردم داشتند به آسیبدیدهها کمک میکردند. موتورسوارهای هلالاحمر هم آمده بودند برای کمک.
چشمم خورد به چادری که روی زمین افتاده بود؛ و بعد به دختری دوازدهسیزده سالهای که داشت گریه میکرد. پرچم ایران کوچکی توی دستش گرفته بود و داشت با پدرش صحبت میکرد: «بابا حالت خوبه؟» بابا زخمی شده بود؛ اما دخترش را بغل گرفت و سعی کرد آرامش کند. دختر اطراف را نگاهی کرد: «بابا چادرم نیست!»
دویدم سمت چادر. برشداشتم و رساندم دستش. چادر خاکی را سر کرد و نشست کنار پدر.
🔹امیرمحمد خدایی