راوی ماه

 

عصر ۱۷ اسفند، رو‌به‌روی محله‌ی ما را زدند. کابل‌ها و ترانس‌های برق آسیب جدی دید. نیم ساعت بعد، تاریکی شب افتاده بود توی کوچه‌ها و خانه‌ها. چشم، چشم را نمی‌دید. درها و پنجره‌ها شکسته بود. مردم نگران امنیت خانه‌ها بودند.
اما دو ساعت بعد لامپ‌ها روشن شد. نیروهای اداره برق، کابل‌ها را از خیابان جمع کرده بودند. شیشه‌بُرِ محل، خانه به خانه می‌گشت و اندازه می‌گرفت. قفل‌سازها، قفل‌های شکسته را تعمیر می‌کردند.
فردایش نوبت خانه ما بود. شیشه‌بُر که آمد اندازه شیشه‌ها را بگیرد، خستگی از چشمانش می‌بارید. گفت از زمان انفجار نخوابیده. تا آخر شب، شیشه اندازه می‌گرفته و بعد از آن، تا صبح با کمک چند نفر از اهالی، گشت زده‌اند و نگهبانی داده‌اند تا امنیت خانه‌های بدون در و پنجره تأمین باشد.
این چند روز، با اینکه مقرهای انتظامی را بمباران کردند اما گشت‌زنی پلیس، متوقف نشده. خصوصاً در محله‌های بمباران شده، مداوم گشت می‌زنند.‌
رو‌به‌روی محله، خیابان غربی ساحلی هم حسابی پر رفت و آمد است. ماشین‌های سنگین و جرثقیل‌های بزرگ، مدام نخاله‌های انفجار را خارج می‌کنند. لباس‌ نارنجی‌های شهرداری هم خیابان ساحلی را از سنگ و شیشه تمیز کردند و شستند.
القصه؛ هر کسی به کاری مشغول است تا زخم بمباران را درمان کنند. از رفتگر شهرداری تا راننده و شیشه‌بر و قفل‌ساز و پلیس و مأمور برق.

ما دوباره اینجا را می‌سازیم.

🔹معصومه عباسی

۱۹اسفند۱۴۰۴

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا