ساعت ۲:۳۰ دوشنبه، توی هیاهوی خیابان انقلاب خرمآباد، روبهروی یک بستنیفروشی، خیلی باکلاس روی صندلی کوچک صورتیاش نشسته بود. رد سفید دور لبهایش نشان میداد تازه بستنی خورده.
آرام به اطرافش نگاه میکرد. نگاهش پِی ماشینها بود و پرچمهایی که از پنجرهها بیرون آمده.
انگار که همه چیز تحت کنترلش باشد و آب توی دلش تکان نخورَد!
با خودم فکر کردم سالها بعد، او همین آرامشش را زندگی خواهد کرد. وقتی که دیگر کودککشی روی زمین باقی نمانده باشد.
🔹معصومه عباسی
در حاشیه تجمع شبانهی مردم پس از اعلام رهبری امام مجتبی خامنهای
۱۸اسفند۱۴۰۴