چهار روز از آغاز جنگ گذشته؛ این وقایع را پیش از این در کتابها خوانده بودم و گاه در خیال خود تصور میکردم.
این روزهای من، آمیزهای است از سال ۱۳۵۷؛ آن زمان که مردم در راهپیماییهای گسترده شرکت میکردند؛ سال ۱۳۵۹، جنگ ایران و ابرقدرتهای جهان؛ و سال ۱۳۶۸ که رحلت امام خمینی (ره) بود؛ و چند ماه پیش، جنگ دوازده روزه با اسرائیل.
حالا هم ماه رمضان است و جنگ. مگر چهار روز چند ساعت است که تمام این وقایع را در بر گرفته!
روزی حداقل دو بار در تجمعها شرکت میکنیم. کمک در مساجد، کارهای رسانهای و مسائل امنیتی را هم داریم. همه کنار هم جمع شدهاند، طوری که شبها معمولاً خسته به خانه برمیگردیم و فردا دوباره برای مفید بودن تلاش میکنیم؛ الحمدالله.
گفتم این چند روز، ترکیبی از سالهای مهم انقلاب است. اما روزها آنقدر سریع پیش میروند که خودم هم باور نمیکنم؛ انگار روزها کوتاهتر شدهاند.
امام خامنهای شهیدم راست میگفت: «به قله نزدیکیم». این بار احساس میکنم این سختیها میگذرد تا به ظهور مولایم، صاحبالزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسیم، انشاءالله.
🔹زهرا زادسری
۱۳اسفند۱۴۰۴