امروز آزمایش خون داشتم و صبح خیلی زود بیدار شدم. طبق عادت رفتم سراغ موبایل. در جنگ هستیم؛ اول رفتم دنبال خبر.
خبر تلخی در کل کانالها دست به دست میشد. باورکردنی نبود! دیروز این خبر تکذیب شده بود.
بالاخره اتفاقی که میترساندمان رخ داد.
من، راننده اسنپ، خانم منشی، پرستاری که از من خون گرفت، نگهبان آزمایشگاه، هر که را میدیدم در شوک این خبر بود. باورپذیر نیست.
در جلسهای دوستانم را دیدم؛ دستانشان صفحات گوشی را رد میکرد و عکسها و کلیپهای خبر را میدیدند. چشمانشان اشک میبارید. هق هق میکردند. انگار عزیزشان را از دست داده بودند. واقعا هم عزیز بود.
ایران برای دفاع از خاک فرزندان زیادی داد. اینبار اما پدر بود که جان داد. برای استقلال ایران.
رهبر مقتدر و سربلند ایران امروز شهید شد.
بند بوتها محکم، تابوتها آماده.
اینبار دیگر پای دفاع در میان نیست. اینبار ایران باید انتقام بگیرد. انتقام سخت.
🔹زینب پناهی
۱۰اسفند۱۴۰۴