
اگر میخواستم برای داستان افرادی که در اغتشاشات اخیر از کشورشان دفاع کردند اسمی انتخاب کنم، میشد: «کف میدان». اما معادلهی کف میدانیها اینبار متفاوت بود؛ خیلی متفاوت.
اینبار مردم همه آمده بودند «وسط میدان». جمعی از این مردم جاخوشکرده در میانهٔ میدانِ اطاعت امر ولی، پسرانی جوان با تیپهای مختلف بودند که هر کدام با مقوا پلاکاردهایی درست کرده و رویش شعارهای متفاوت نوشته بودند.
یکیشان نوشته بود «مسئولین ذوق نکنند، ما به عشق رهبر آمدهایم». به قول معروف حرف حق جواب ندارد. راست میگفت ما همه به عشق رهبرمان آمده بودیم.
متن یکیشان که تیپش هم به ظاهر لاتی بود، بیشتر از همه به چشمم آمد. به زبان لکی نوشته بود: «مَر بِیرنوَن بِمِره ترامپ ایران بِگِره».
دست مریزاد؛ چه شعاری! چه معنی عمیقی. چه خوب غیرت لرها را معنی کرده بود. دستانش صدای ایل بیرانوند و مردم لر را بالا برده بود.
ترامپ را تهدید کرده بود که به قول حاج قاسم «آقای ترامپ قمار باز» خیال خام برت ندارد؛ مگر از روی جنازهی ما رد بشوی که دستت به خاک پاک ایرانمان برسد.
اگر از نظر ادبی شعارش را زیر ذرهبین ببریم، بیرِنوَن، مجاز از مردم لرستان بود. آرایه ادبی «مجاز» یعنی کلمهای در معنای غیر حقیقیاش به کار برود.
شوری از جنس غیرت ملی در دلم جوانه زد. دوربین گوشیام را باز کردم و چندتا عکس خوب از جوان و پلاکاردش گرفتم.
بعد هم تا به خانه رسیدم، بااینکه بیرانوند نیستم، عکسها را استوری کردم.
مثل بمب صدا کرد و با حجمی از واکنشهای مثبت روبرو شدم.
شب، یکی از نزدیکان تماس گرفت و به شوخی گفت: «چطوری بیرنون؟!»
حالا افتخار میکردم که اکسپلور، کانالها، حتی گروههای کوچکی که دارم، همه بازتاب غیرت این مرد لر شده بودند.
🔹رمیصا عالیزاده
۲۲بهمن۱۴۰۴