راوی ماه

 

_خواهر پاشو بیا پیش ما..
خطرناکه، نمون اونجا!

_من اینجا راحتم، طوری نمیشه
نگران من نباشین.

همه خواهر برادرها پا شدن رفتن یکی از شهرستانهای اطراف تهران که امن‌تر باشه.
البته دیروز همونجا هم انفجار و خرابکاری شده.

تو جنگ غزه نمایشگاه میزد. قرار بود با گروه‌های جهادی بره فلسطین که دیگه راه بسته شد…

دختر کوچیک خانواده است. مامان و بابا سال‌هاست که پر کشیدن. برا خونه پدریش خیلی زحمت کشید و خرج کرد تا سرپا بشه؛ خونه نقلی و قدیمی ولی باصفا.

خیلی ساله نقاشی میکشه. می‌خواست اینجا باشه نمایشگاه و آموزشگاه نقاشیش.

روز اول جنگ دور و بر خونه رو زدن. الانم یکی از نقاط پرخطر تهرانه. سروصدای پدافند و… زیاد میاد.
ولی هرروز از خونه‌‌ش که خیلی دور نیست میاد اینجا و چند ساعت مشغوله.

دلش به خونه پدری آرومه

🔹زینب شریف

۳۰خرداد۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا