راوی ماه

می‌گویند قسم خوردن کراهت دارد. اما ما قسم خوردن را از خودِ خدا یاد گرفته‌ایم. آنجا که به قرآن قسم یاد کرد؛ و به پیغمبرش؛ به انسان و به فرشتگان.
و به اسبان دونده مجاهدان؛
به زمان؛ به شب؛ به روز؛ به سپیده دم.
به روز قیامت. و به آسمان و خورشید و ستارگان.
به مکان؛ به طور و به مکه.
و به انجیر و زیتون.
و به قلم، و به آن چه می‌نویسند.

ما لرها آدم‌های ساده‌ای هستیم. و قسم‌هایمان هم مثل خودمان ساده‌اند. بیشتر به جانِ عزیزیِ هم قسم می‌خوریم و به شیر مادر؛ یا به جانِ برادریِ‌مان.
قسم‌هایمان ساده است، اما همین قسم‌های ساده، برایمان آنچنان حرمتی دارد که محال است، زیرشان بزنیم.
امروز هم، روز قسم است. روز هم‌قسم شدن. ولی کمی متفاوت‌تر از آن قسم‌های ساده‌ی همیشگی.
اینبار
قسم به روح‌ا…؛ به #کمالوند. به #عجمیان.
قسم به «سیدی از لرستانِ مبارز و مجاهد»؛ به #فخرالدین_رحیمی.
قسم به سر بریده‌ شهیدی که حاضر نشد برای زنده ماندن بیشتر، به امام ناسزا بگوید. قسم به #چاغروند.
قسم به رفاقت؛ به #داریوش_مرادی، به #علی‌راست_پیرحیاتی، به #توکل_مصطفی‌زاده.
قسم به معبر کربلای چهار. به فتحِ کربلای پنج.
قسم به مکان؛ به شاخ شمیران؛ به بازی‌دراز؛ به ۳۶۵ شهید حاج‌عمران.
به کردستان و #بروجردی. به خرمشهر و #انوشیروان_رضایی.
قسم به «من افتخار می‌کنم که نسب لر دارم»؛ به #قاسم_سلیمانی.
قسم به صبوریِ ده ساله؛ به سید #نورخدا_موسوی.
به وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ. به #علی_ابراهیمی.
به ختم صلوات‌های سلامتی میلاد احسانی.
به اربعین. به کاروان‌های کوچک و بزرگِ در مسیرِ مهران.
به «اگر در عراق و سوریه نمی‌جنگیدیم، باید در کرمانشاه و همدان می‌جنگیدیم»؛ به #شمسه و #رستمی‌مقدم و #عبدیان و #غلامی_یاراحمدی.
به آش محلی توی چایخانه امام رضا.
به امام علی. به خودش؛ به پادگانش؛ به شهدایش. از دهه کرامت تا دهه ولایت. از #محسن_فرج‌الهی تا #علیرضا_سبزی‌پور.
قسم به قاسم‌های تازه داماد؛ به #کرم‌زاده؛ به #حسن‌پور؛ به #کمالی.
قسم به کوی فلسطین؛ به مسجدالاقصی؛ به شهید نبرد با اسراییل؛ به #ابوذر_مرادی.
به رایانِ ۲ ماهه، به هلنایِ ۹ ساله.
قسم به گِل. به سیل. به پارو؛ به بدن‌های خسته.
قسم به سنگ؛ به سر و دست و پای شکسته.
قسم به دیروز، به مسجد علوی. به خون‌های ریخته شده روی پل سعدی. قسم به امروز؛ به مسجد امام حسن عسکری، به خون‌های ریخته شده در ماسور و رازی و انقلاب.
به شهید #دلفان؛ و به خیابانش که محل قرار است برای مدافعان انقلاب.
به قلب پاره‌ی #مصطفی_بیرانوند؛ به قتلِ صبرِ پدری، مقابل چشمِ پسر؛ به سید #محمدجواد_منور.
ما همان آدم‌های بهمن پنجاه و هفتیم. زمانی عهدی داشتیم با امام روح‌ا… و بعد عهد دیگری به آن اضافه شد با #سید_علی_خامنه‌ای که تا امروز ادامه دارد.
آقاجان! قسم به همه‌ی قسم‌هایمان؛ خیالتان از بابت ما لرها تختِ تخت باشد! ما نه اهلِ ترسیم، نه اهل تسلیم!
اینجا، موشک‌ها هم شیعه امیرالمومنین‌ند. و شیعه‌های امیرالمومنین، همه‌شان خیبرشکنند. خودتان گفتید رزم ما، بیشتر از آنکه شنیدنی باشد، دیدنی است. دیدید موشک‌هایی که در عین‌الاسد و وعده‌های صادق و در جنگ دوازده روزه، روی سرشان آوار کردیم؟ آقاجان! هرچقدر خواستید روی ما حساب کنید؛ قسم به قسمِ سختمان؛ به ابوالفضل، ناامیدتان نمی‌کنیم.

🔹امین ماکیانی

21اسفند۱۴۰۴

پ.ن۱: یک ماه پیش، نوشته بودمش برای مراسمی؛ سخنران دیر رسید و خوانده نشد.
پ.ن۲: به قسم‌هایمان درباره #شهید_سید_علی_خامنه‌ای عمل کردیم. حالا چند قسم به قسم‌هایمان اضافه شده و همین‌ عهد را با امام خامنه‌ای جدید، محکم می‌کنیم.
پ.ن۳: به فرمان #امام_سید_مجتبی_خامنه‌ای، همچنان در خیابان می‌مانیم؛ پرشورتر از قبل.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا