راوی ماه

سلام به دخترای قشنگم.
خیلی خوشحالم که امسال افتخار معلمی شما گل‌دخترا رو داشتم.
دوس دارم چند کلمه‌ای باهاتون حرف بزنم؛ حرف‌های ناگفته‌ای که از همون جلسات اول تو دلم بود، اما فرصت رو مناسب نمی‌دیدم برای گفتنشون. با خودم گفتم بهتره الان اون حرف‌ها رو براتون بنویسم.
حتما جنگ دوازده روزه‌ی خرداد ۱۴۰۴ رو خوب بخاطر دارید! یادتونه اون روزا چ حال و هوایی داشت؟ یادتونه چه جوونایی بخاطر امنیت و آرامش ماها جونشون رو فدا کردن که ما با آرامش خاطر بتونیم به زندگی مون ادامه بدیم…
راستی اسم چند تا از اون شهدا رو بخاطر دارید ؟ شهدای جنگ دوازده روزه خرم‌آباد رو چطور، اسمشون رو بلدید؟

می‌خوام از شهیدی براتون حرف بزنم که توی همون جنگ دوازده روزه ۲۳ سال بیشتر نداشت. تازه قرار بود طعم شیرین بابا شدن رو بچشه، اما تکلیفی که به عهده‌اش بود، یعنی حفظ کشور عزیزمون ایران و حفظ آرامش و امنیت شما دخترای گل، چیز دیگه‌ای رو براش رقم زد.

نیمه‌شب جمعه ۲۳ خرداد راهی پادگان امام علی شد؛ برای دفاع و مبارزه با دشمنای سرزمینمون که قصد داشتن یه شبه کل ایران رو تصرف کنن و همه‌جا رو به آشوب بکشن. این دشمنا به هیچ‌جا رحم نکردن و از مرد و زن گرفته تا نوزاد و پیر و جوون، همه رو زیر آتیششون به شهادت رسوندن.

شهید جوون قصه‌ی ما صبح جمعه ۲۳ خرداد، درحال دفاع از ایران عزیز و آمادگی برای پرتاب موشک، با حمله رژیم غاصب صهیونیستی به شهادت رسید.
اسم اون شهید «امیرحسین حسن‌پور» بود.

این قصه‌ی شیرین و عاشقانه‌ی زندگیم بود که زودی توی این دنیا به پایان رسید؛ اما بعد از شهادت آقا امیرحسین، همچنان این ارتباط عاشقانه و حضورش رو کنار خودم حس می‌کنم.
یکی از دلخوشی‌هام بعد شهادت همسر عزیزم، دیدن روی ماه شما سر کلاس درس بود. وقتی با خیال آسوده و در کمال آرامش می‌تونستیم توی مدرسه و سر کلاس حاضر بشیم و می‌دیدم که گل‌دخترای سرزمینم تو آرامشن و حالشون خوبه، درد دوری و دلتنگی آقا امیرحسین برام کمتر می‌شد؛ خوشحال می‌شدم از مسیری که همسرم انتخاب کرده؛ از اینکه جونش رو فدای کشورمون ایران و انقلاب کرده که دخترای سرزمینش بتونن راحت توی خیابون قدم بزنن، شبها با خیال راحت بخوابن و…

️حالا با شروع جنگ رمضان و از همون روز شنبه ۹ اسفند که سر کلاس بودیم، تمام لحظات ۲۳ خرداد برام تداعی شد.
از جان عزیزتر داشتم که رفت…
اما برای بقیه نگران بودم؛ برای امیرحسین‌هایی که قراره برای دفاع از ایران عزیز، برای آرامش و امنیت ما فدا بشن؛ برای فرزندانی که بی‌پدر بشن؛ برای همسرانی که عشقشون رو از دست بدن؛ برای مادرایی که داغ جگرگوشه‌هاشون رو ببینن.

سوغات ترامپ جنایتکار، برای مردم ایران جز موشک و ویرانی چیزی نبوده!
اما حواسمون باشه برای امنیت ما جان انسان‌های مظلوم و شریف به زمین ریخته شده؛ و حتما خودشون از کشورمون محافظت می‌کنن؛ پس از هیچ چیز نترسید؛ خدا با ماست.

معلمِ دوستدار شما

🔹زهرا خانی/ همسر شهید امیرحسین حسن‌پور

15اسفند1404

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا