راوی ماه

برچسب: جنگ رمضان

جنگ رمضان

لات‌های انقلاب اسلامی

پرده اول: شب اول درگیری‌ها یکی از بچه‌ها کشیدم کنار: «از روی تجربه بهت میگم، حواست باشه توی درگیری، تک و تنها نیفتی. هرچی شد

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

توفیقِ حضور

  صبح پنجشنبه، چهاردهم اسفند، با صدایی عجیب از خواب بیدار شدم؛ نه فقط من، همه ساکنان خانه. صدا چند بار تکرار شد. انگار سوغات

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

قصه‌ی شیرین

سلام به دخترای قشنگم. خیلی خوشحالم که امسال افتخار معلمی شما گل‌دخترا رو داشتم. دوس دارم چند کلمه‌ای باهاتون حرف بزنم؛ حرف‌های ناگفته‌ای که از

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

همه‌‌کاره

  دلم می‌خواست در زمان سفر کنم و آینده ایران را ببینم. بدانم چه کسی رهبر می‌شود و چه تاثیری بر آینده‌ی ایران خواهد داشت.

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

از جان عزیزتر

  روز ششم شده؛ هر روز قوی‌تر و محکم‌تر از قبل. این را منِ مادرِ دهه هفتادی می‌گویم؛ منی که دوست دارم وسط میدان باشم

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

همدلیِ بعد از انفجار

  ماشین‌ها و سرنشین‌هایشان ترکش خورده بودند. از آن سمت ساحلی کمک می‌خواستند. مردم از دیوارهای کنار خرم‌رود پایین رفتند. شلوارهایشان را بالا زدند و

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

تکثیر شده‌ای

  آن روزهایی که با خودم فکر می‌کردم من هم می‌توانم بپرسم خدا کیست، از کجا آمده، اصلا ما کجای این عالمیم و دور سرم

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

کاپشنِ بنفش

  خدا نکند جنگ شود و خانه‌ات بشود جای جنگ‌زده‌ها! دیروز که مقر فرماندهی انتظامی را زدند، همراه مادرم رفتیم سراغ خواهر و برادرم. خودشان

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

امتحان بزرگ

هنوز دو سال هم از ازدواجشان نمی‌گذرد؛ اما هر بار که تماس می‌گیرد، با همان لحنِ پر از محبتش می‌گوید: «آجی! محمد می‌گه با این

ادامه مطلب »
جنگ رمضان

نامه‌ی بی‌جواب

  مدرسه خالی از شور و شوق دختربچه‌ها، میزبان عزاداران پدر امت بود. مداح خواند: «دخترون که بوعه‌دار بالانشینن؛ دخترون که بی‌بوعه…» دانش‌آموزان مدرسه سال

ادامه مطلب »
پیمایش به بالا